“روانشناسی مثبتگرا” یکیاز نوترین شاخههای روانشناسی میباشد. بهترین روانشناس مشهد این نصیب ویژه از روانشناسی بر کیفیت یاری به بشر برای دستیابی توفیق و داشتن معاش خنده رو و تندرست تمرکز دارااست.
درحالیکه اکثری از شاخههای روانشناسی، به معالجه و بهبود اختلالات عملکردی و رفتارهای غیرمعمولی میپردازند، مقصود روانشناسی مثبتگرا تمرکز بر خنده رو زیستن میباشد. درین نوشتهی علمی به پژوهش این شاخه از روانشناسی و عنایت آن در معاش میپردازیم.
روانشناسی مثبت گرا چیست؟
روانشناسی مثبتگرا به تحقیق و تفحص خصوصیتهای مثبت معاش (رفاه، روشن بختی، رضایت و بضاعت توسعه در معاش) شخص می پردازد. این شاخه از روانشناسی آنچه را که برای ساختن یک معاش هدفمند و لبریزمفهوم که به شخص قابلیت شکوفایی میدهد، آیتم پژوهش قرار داده میباشد.
کریستوفر پیترسون، روانشناس دارای شهرت، روانشناسی مثبتگرا را چنین تعریف و تمجید مینماید:
“تفحص علمی در زمینه ی آنچه که معاش را پر ارزشخیس می نماید.”
روانشناسی مثبتگرا، یک خط مش علمی برای بازرسی اذهان، خلق و خوی و احساسات بشر میباشد که تاکید بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف و ساختن چیزهای عالی در معاش در عین ترمیم بدیها میباشد.روانشناسی مثبتگرا بر مسائلی مانند خوشبینی، آرزو، روشن بختی و شعف متمرکز میباشد، و چیزی بالاتر از بهبود احساسات مثبت میباشد.
این حرفه از روانشناسی همینطور خصوصیتهایی مانند نقاط قوت شخصیت، عزت نفس و بهبود معاش را مشمول میگردد، اینکه چه گونه میقدرت اینگونه خصوصیتهایی را در معاش، دفتر و ارتباط ها فی مابین شخصی ما جاری ساختن کرد و اینکه چه گونه همگی این جنبهها به کسب به معاش معنادار امداد مینمایند.
تاریخچه روانشناسی مثبت گرا
سلیگمن و میهالی سیکسزن میهالی در سال ۲۰۰۰ مینویسند: قبل از نبرد جهانی دوم، روانشناسی سه مأموریت متمایز داشت. معالجه بیماری خل وچل، تولید معاش رضایت نصیب برای عموم، شناسایی و رشد استعدادهای بالا.
ولی اندکی بعداز پیکار جهانی دوم، تمرکز نخستین روانشناسی به حق تقدم اولیه تغییر تحول کرد:
معالجه رفتارهای غیرعادی و بیماریهای خل وچل
در دهه ۱۹۵۰، متفکران اومانیست مانند کارل راجرز، اریش فروم، و آبراهام مزلو با بسط عقیدههایی که بر شور و جنبه های مثبت طبیعت بشر تمرکز داشتند، به تجدید عشق و علاقه به دو حوزه دیگر یاری کردند.
درپی با یکسری تاریخ اصلی دیگر در تاریخ روانشناسی مثبت گرا آشنا خواهید شد:
۱۹۹۸: سلیگمن تحت عنوان مدیریت انجمن روانشناسی ایالات متحده گزینش شد و روانشناسی مثبت گرا مورد زمان وی شد. امروزه سلیگمن به صورت وسیع تحت عنوان بابا روانشناسی مثبت نگر معاصر شناخته میشود.
۲۰۰۲: اولین کنفرانس میان المللی روانشناسی مثبت گرا برگزار شد.
۲۰۰۶: درس روانشناسی مثبت گرا هاروارد به دوست داستنی ترین کلاس دانش کده تبدیل شد.
۲۰۰۹: اولین کنگره جهانی روانشناسی مثبت گرا در فیلادلفیا برگزار شد و سخنرانیهای سلیگمن و فیلیپ زیمباردو در آن برگزار شد.
دیگر صورتهای اصلی در روانشناسی مثبت گرا عبارتنداز:
آلبرت بندورا
سی آر اسنایدر
کارول دوک
کریستوفر پترسون
دنیل گیلبرت
کنون شلدون
عشق همگانی به روانشناسی مثبت گرا از مجال معرفی این معنا به شدت ارتقا یافته میباشد. امروزه، اشخاص بیشتری در جستجوی اطلاعاتی می باشند که چهگونه می توانند رضایت بیشتری داشته باشند و به پتانسیل بدون نقص دست یابند.
فواید روانشناسی مثبت گرا
غرض مهم روانشناسی مثبتگرا امداد به اشخاص برای ادراک عالی مهارتها و بضاعت و توانهایی میباشد که داراهستند، و یا این که توانگریهایی که برای حصول به تعادل خل وچل نیاز میباشد که داشته باشند.
روانشناسی مثبت، مزایا و فواید بیشماری داراست و می تواند نگهداری تندرست جاری را بهبود دهد. در اینجا، به چهار بهره رفیعتر روانشناسی مثبت گرا می پردازیم.
اقتدار بخشیدن
روانشناسی مثبت گرا تاکید متعددی به امداد به اشخاص برای رسیدگی نقاط قوت، مهارتها و توانگریهای شخص با رویکردی مثبت دارااست. این نوع از رواندرمانی، شم اقتدار و مدیر مسائل متعدد و همینطور بضاعت در کنار داخل شدن با معضل ها و تجربه منفی را ارتقاء می دهد.
بازآفرینی مثبت علائم منفی و تمرکز بر تعادل
یکیاز فواید اساسی رواندرمانی مثبت این میباشد که اتفاقات منفی را با مثبت سازگار مینماید. اگرچه ممکن میباشد به حیث رسد کهاین سبک تنها روی مثبت تمرکز کرده و منفی را از در میان می برد، البته بیشتر بر روی هم ترازی و تعادل این دو تمرکز داراست.
این رویه به اشخاص یاری مینماید تا نقاط قوت و مهارتهای خویش را عالی ادراک نمایند.
مدیر خوب انتظارات و حاصل درمانی مثبت
یکی از دیگر از مزایای روانشناسی مثبت، ساختوساز ارتباط درمانی موءثر فی مابین رواندرمانگر و مریض میباشد. با داشتن دوراندیشی بیشتر نسبت به بضاعتها، نقاط قوت و مهارتهای فردی، شخص می تواند اختلال تندرست جاری خویش را خوب شعور نماید و خوب برای بهبود این قضیه کارایی نماید. درفیض، رواندرمانی خوب مدیر میگردد.
برای طیف وسیعی از بیماریهای دیوانه کاربرد دارااست
با دقت بر نقاط قوت و ارتقا نکات مثبت معاش، نشانه داده گردیدهاست که روانشناسی مثبت در طیف وسیعی از اشتباهات دیوانه برای مثال جاری پریشی، اذهان قتل نفس، افسردگی و مشکل شخصیت مرزی بسیار اثرگذار میباشد.
تفاوت مثبت اندیشی و روانشناسی مثبت گرا
برای اینکه بتوانیم تفاوت مثبت اندیشی و مثبت گرایی را توضیح دهیم بایستی به موارد ذیل اشاره کنیم:
در مثبت اندیشی شخص تلاش مینماید تا خویش اخلاق عالی و انعطاف پذیرتری داشته باشد. ولی مثبت گرایی به اشخاص یاری مینماید تا بضاعت و توان خویش را به حداکثر برساند.
روانشناسی مثبت گرایی در رئیس احساسات و هیجانات مارا قادر مینماید.
در روانشناسی مثبت گرایی شخص واقع در بین گردد و با ثبات میباشد، البته مثبت اندیشی را نمیقدرت به ثبات رساند.
در روانشناسی مثبت گرا برخلاف مثبت اندیشی شخص خودباوری بالایی پیدا خواهد کرد. شم ارزشمندی آدم بالا میرود.
سه سطح روانشناسی مثبت گرا
دانش روانشناسی مثبتگرا در سه سطح متعدد شغل مینماید:
سطح خیالی و باطن شخصی
سطح شخصی
سطح گروهی
سطح خیالی و باطن شخصی به رسیدگی تجارب مثبت (شادکامی، رضایت، علت، خوش بینی، رفاه و غرق شدن در لحظات بهتر معاش) میپردازد. این حوزه به رسیدگی حس عالی و ارتقاء اعتمادبهنفس تمرکز دارااست.
سطح شخصی به نظارت مختصات و خصوصیتهای فردی شخص از روش تفحص نقاط قوت، شایستگی، ابتکار عمل، پختگی، آجل اندیشی، سپری شد، کوچک و مهارتهای ذاتی شخص می پردازد.
عاقبت در سطح سوم (سطح گروهی) تاکید بر فضیلت مدنی، مسئولیتهای اجتماعی، یاری به سایرافراد، هوش هیجانی و بقیه عواملی میباشد که به بسط شهروندی و دولت ها امداد مینماید.
روانشناسی مثبت گرا سلیگمن
سلیگمن شخصی بود که در دوران مجال حضور خویش در انجمن روانشناسی ایالات متحده، روانشناسی مثبت نگر را صورت دهد. در واقع این نوع روانشناسی به عبارتی روانشناسی میباشد که مزلو و همکارانش بیشتراز سی سال پیش روی درباره آن حرف کردند.
این نگرش به ما می گوید که شما در حین ملاقات با بعضی اشخاص خوشبینخیس، روراستخیس و شادابخیس می باشید. با وجود اینکه این مجموعه از اشخاص با ایرادات شغلی، اقتصادی و خانوادگی اکثری مواجه میباشند، ولی چه عاملی سبب میشود تا در ملاقات بدین نیکی چشم شوند؟ دراین طریقه روانشناسان شخصیت شخص و خوشبین بودنش را با معیارهای مختلفی زیرا شاید، سالم خیالی و جسمی شخص، ترازو رضایت شخص از معاش و… میسنجند. سلیگمن توانست از یک طریقه سنتی و کهنه به یک طریقه تازه و نوظهور رسد، در واقع همین مسئله سبب شد تا اکثری از اشخاص آن را تحت عنوان یک روانشناس سنت شکن در حیث بگیرند. او برای دستيابي به اين مكتب علمی ـ كاربردی ساير همتهاي روانشناسي را زير سئوال نبرده بلكه آن را ناكافي ميداند.
او در ارتباط با این پرسش که آیا روانشناسی مثبت گرایی در واقع به عبارتی تامل مثبت میباشد تیتر کرد؟
روانشناسی مثبت گرا یک طرز به طور کامل علمی و پژوهشی میباشد، اصلا متعلق به حالت وجود ندارد. در حالی که فکر مثبت متعلق به حالت میباشد. در غایت آن که روانشناسی مثبت گرا به حقیقت بسیار مجاورت میباشد در حالی که وصال به تامل مثبت شاید بهاین اندازه حقیقی و واقعی نباشد.
کلاً روانشناسی مثبت گرا سلیگمن به سه دستور اصلی تاکید مینماید:
صفتهای مثبت اشخاص مانند محبت، عشق و علاقه، مهارتهای شخصی، قریحه
بهاهای مثبت گروهی و شهروندی
تجاربهایی که ما بشرها برای آن بها و احترام قائل هستیم. مانند شور، آرزو ،خوش بینی
چرا روانشناسی مثبت گرا اساسی میباشد؟
به گفته روانشناسان مثبتگرا، بیشتر ایرادات کم عقل بشر مرتبط با سطح انرژی و جنبههای منفی معاش میباشد. پیش از مبارزه جهانی دوم روانشناسی سه وظیفه داشت:
معالجه بیماریهای دیوانه
بهبود معاش و ارتقاء فایدهوری
شناسایی و رویش استعدادهای ذاتی
با این هم اکنون، پس از مبارزه جهانی دوم، دو وظیفه انتها به گونه ای فراموش شدند و روانشناسی بیشتر بر روی معالجه بیماری های دیوانه تمرکز کرد.
چرا این وقوع افتاد؟
با اعتنا به اینکه روانشناسی تحت عنوان یک دانش به دارایی ارگانهای دولتی بستگی داشت، در نظر گرفتن اینکه چرا شغل در نصیب دو و سه، پس از نزاع جهانی دوم نادر شد مشقت بار وجود ندارد.
قطعاً، با مواجهه با چالش انسانی در اینگونه مقیاس عظیمی، آحاد منابع مو جود برای یادگیری و معالجه بیماری خل وچل و جراحت شناسی کم عقل قرار گرفت.
غرض مهم روانشناسی مثبت این میباشد که اشخاص را ترغیب نماید تا نقاط قوت شخصیت خویش را کشف نمایند و رویش دهند. روانشناسی مثبت بر بایستگی تغییر تحول نگرش منفی اشخاص به نگرش خوشبینانه برای بهبود چگونگی معاش تأکید مینماید. طبق عقیدههای روانشناسی، مثبت گرایی یکیاز اساسیترین نیروهای پاداش معاش میباشد. کلیه ما در معاش هم اتفاقات عالی و هم اتفاقات بد را تجارب میکنیم. ولی تمرکز بر روی اتفاقات بد آسودهخیس میباشد و منشهایی را که قادر خواهیم بود اثر اتفاقات عالی را برای اصلاح اتفاقات بد مهار کنیم نادیده می گیریم.
روانشناسی مثبتگرایی از این جهت اساسی میباشد که به کشف آنچه که اشخاص را به سمت معاش معنادار سوق میدهد می پردازد. و براین اساس می تواند استراتژیهای بهتری را برای در اختیار گرفتن بیماریهای دیوانه، اصلاح رفتارهای منفی و ارتقاء شعف و منفعتوری در معاش کشف نماید.
مثلا، به مکان تجزیه و چک خصوصیتهای مهم مربوط به اعتیاد به مواد مخدر، یک روانشناس مثبتگرا ممکن میباشد انعطافپذیری افرادی را که چیره به بهبودی و رخنه مواد مخدر گردیدهاند را تفحص نماید و حاصل مثبت را بین بیماران ارتقاء دهد.
مثالهایی از روانشناسی مثبت گرا در فعالیت
در فعالیت چه گونه بایستی از روانشناسی مثبت بهره برد؟ آیا تمرین خاصی برای روانشناسی مثبت وجود داراست؟
اصول و تمرینات روانشناسی مثبت را میقدرت در چند فضا گوناگون مثلا معالجه، کلاس درس، دفتر کار و در منزل به فعالیت موفقیت. بعضی از تکنیکهایی که بسیار موثر بودهاند عبارتند از:
به کار گیری از طریق مثالگیری تجربیات (یا این که ESM) که به آن نحوه روزمره نیز گفته میشود. در سالهای پیشین که هنوز توسعه دانش و تکنولوژی بهاین سطح نرسیده بود، بیپر یا این که پیجر به مراجعه کننده داده می شد، که در نقاط تصادفی در زمان روز فعال میگردد و هشدار می دهد که ژرف اندیشی فرمائید، به آنچه در آن لحظه فکرمیکنید، حس میکنید و جاری ساختن میدهید دقت نمائید و کلیه آنها را یادداشت فرمائید. این اکثر زمان ها در مداخلات مثبت به کارگیری می گردد تا به عموم یاری دهد متوجه شوند که چقدر از روز آنان حقیقتاً به طور کاملً مثبت میباشد.
تمرین محافظت یک دفتر کار خاطرات سپاسگزاری. یک محل کار خاطرات سپاس به اشخاص روشی برای شناسایی و تأمل در امر کلیه چیزهای بهتر معاش را ارائه میدهد. همگی چیزهایی که می بایست برای آنها سپاسگزار باشند.
دفتر کار خاطرات اکثر اوقات مشتمل بر ترغیب اشخاص به تایپ کردن سه چیز میباشد که بابت آنان سپاسگزار میباشند. فقط شرط این میباشد که آنها بایستی هر روز گوناگون باشند.
اجرا یک دیدار سپاسگزاری. دیدار سپاسگزاری تمرینی میباشد که در آن از شخصی که از وی سپاسگزار می باشید، سپاس می کنید. براین اساس می توانند طومارای برای این فرد بنویسند و از وی سپاس نمایند. این سپاس قادر است به طور ارتباط تلفنی، چت ویدیویی، یا این که تنهاً ارسال طومار باشد. این تمرین موجب تقویت و سپاس و سالمی میشود.
تمرکز بر ساخت و ساز نقاط قوت فردی به مکان نقاط ضعف. یکی مهمترین تفاوتها میان اکثری از انواع دیگر مربیگری و مشورت تمرکز بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف میباشد. روانشناسی مثبتگرا بر این ایده پایدار میباشد که تمرکز بر روی نقاط قوت اشخاص اکثر وقت ها راهی مؤثر برای توفیق میباشد تا سعی برای برتری در قضیههایی که برای آنها مطلوب نیستیم. در کار، این تکنیک مشمول شناسایی نقاط قوت شخص و کوشش برای ارائه مجالهای بیشتری برای استعمال از آن ها میباشد.
تندرست درمانی. این رویه تک تک نگر به معالجه، مشابه به معالجه شناختی-رفتاری (CBT) میباشد. این شیوه بر رواج مثبت و کاهش روئت کرد منفی در معاش شخص تمرکز داراست. این سبک کارول ریف میباشد که شش جنبه یا این که کارداران رفاه را تشخیص میدهد: اشراف بر گوشه و کنار، پرورش فردی، غرض در معاش، خودمختاری، تایید خویش، و ارتباط ها مثبت.
جاری درمانی مثبت. سرازیر درمانی مثبت مشابه سالم درمانی میباشد، در کل تعدادی تکنیک و تمرین را در یک معالجه قرار می دهند. تمرکز این طریق بر تولید احساسات مثبت، نقاط قوت شخصیت و حس معنی در معاش میباشد. در کل دوازده تمرین درین صورت از معالجه اعمال میشود، مثلا تمرینات آیتم استعمال، نگه داشتن یک محل کار خاطرات سپاسگزاری، دیدار سپاسگزاری و… میباشد
روانشناسی مثبت و سبک ” PERMA“
ارتقا شادکامی، رضایت از معاش، سعادت، تمرکز مهم در روانشناسی مثبت میباشد. سطح ها فراتر شعف با ارتقاء منفعتوری، ارتفاع قدمت بیشتر و ارتباط ها رضایت قسمتخیس مرتبط میباشد. در همین راستا، مارتین سلیگمن، روانشناس معروف آمریکایی، سبک PERMA را برای تمجید شعف به معنای کلانخیس ارائه اعطا کرد.
احساسات مثبت (P – Positive emotions)
تجربیات احساسات مثبت تأثیر عمدهای در تقویت حس شور دارااست. هر حس مثبت مانند ادب، رضایت، آرزو، عشق و علاقه و… در این شرکت قرار می گیرند. احساسات مثبت ممکن میباشد از قدردانی و عفو دربارهی اتفاق ها قبل، لذت بردن از لحظه اکنون و خوشبینی نسبت به آتی ناشی خواهد شد.
دل مشغولی (E – Engagement) یا این که غرق شدن
غرق شدن در جاری ساختن کاری میتواند مشمول جاری ساختن کاری باشد که تماما از آن لذت میبیرید. دراینصورت ما آحاد دقت و تمرکز خویش را روی اعمال کاری که دوست داریم می گذاریم. در روانشناسی بدین موقعیت (flow) گفته میگردد. معنا (flow) به وسیله روانشناس پر رنگ “میهای چیکسنتمیهایی“ معرفی شد.
ارتباط ها اثرگذار (R – Relationships)
آدم تحت عنوان موجودی اجتماعی، به برقراری رابطه با سایر افراد برای توسعه در معاش محتاج میباشد. در واقعیت برقراری رابطه با دیگر افراد به معاش مقصود و معنی می بخشد. داشتن ارتباط عالی با بقیه افراد و سالم سرازیر دو فرمان مربوط به همدیگر میباشند. این دو دستور از هم جداگانه نشدنی می باشند. به عبارت دیگر نمیشود فقط بود و حس شادکامی داشت.
مضمون (M – Meaning)
فقط احساسات مثبت برای یک معاش بشاش کفاف نمی دهد. سلیگمن یافتن معنای معاش را بالاترین سکو بهروزی و شادکامی میداند.
با به فعالیت تصاحب کردن نقات قوت خویش و استعمال از آن در طرق مثبت مانند کمپانی در یک فرمان نهخواهانه یا این که اجرا یک مقصود اجتماعی قادر است به معاش شما مضمون ببخشد.
توفیق ها (A – Accomplishment)
داشتن غرض در معاش و کسب به آن منجر شم توفیق و شعف میگردد. در صورتیکه علت تحقق این هدف ها وجود نداشته باشد، استخراج به حس خوشنودی مشقت بار می گردد.
روانشناسی مثبت گرا چیست؟
روانشناسی مثبتگرا به تحقیق و تفحص خصوصیتهای مثبت معاش (رفاه، روشن بختی، رضایت و بضاعت توسعه در معاش) شخص می پردازد. این شاخه از روانشناسی آنچه را که برای ساختن یک معاش هدفمند و لبریزمفهوم که به شخص قابلیت شکوفایی میدهد، آیتم پژوهش قرار داده میباشد.
کریستوفر پیترسون، روانشناس دارای شهرت، روانشناسی مثبتگرا را چنین تعریف و تمجید مینماید:
“تفحص علمی در زمینه ی آنچه که معاش را پر ارزشخیس می نماید.”
روانشناسی مثبتگرا، یک خط مش علمی برای بازرسی اذهان، خلق و خوی و احساسات بشر میباشد که تاکید بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف و ساختن چیزهای عالی در معاش در عین ترمیم بدیها میباشد.روانشناسی مثبتگرا بر مسائلی مانند خوشبینی، آرزو، روشن بختی و شعف متمرکز میباشد، و چیزی بالاتر از بهبود احساسات مثبت میباشد.
این حرفه از روانشناسی همینطور خصوصیتهایی مانند نقاط قوت شخصیت، عزت نفس و بهبود معاش را مشمول میگردد، اینکه چه گونه میقدرت اینگونه خصوصیتهایی را در معاش، دفتر و ارتباط ها فی مابین شخصی ما جاری ساختن کرد و اینکه چه گونه همگی این جنبهها به کسب به معاش معنادار امداد مینمایند.
تاریخچه روانشناسی مثبت گرا
سلیگمن و میهالی سیکسزن میهالی در سال ۲۰۰۰ مینویسند: قبل از نبرد جهانی دوم، روانشناسی سه مأموریت متمایز داشت. معالجه بیماری خل وچل، تولید معاش رضایت نصیب برای عموم، شناسایی و رشد استعدادهای بالا.
ولی اندکی بعداز پیکار جهانی دوم، تمرکز نخستین روانشناسی به حق تقدم اولیه تغییر تحول کرد:
معالجه رفتارهای غیرعادی و بیماریهای خل وچل
در دهه ۱۹۵۰، متفکران اومانیست مانند کارل راجرز، اریش فروم، و آبراهام مزلو با بسط عقیدههایی که بر شور و جنبه های مثبت طبیعت بشر تمرکز داشتند، به تجدید عشق و علاقه به دو حوزه دیگر یاری کردند.
درپی با یکسری تاریخ اصلی دیگر در تاریخ روانشناسی مثبت گرا آشنا خواهید شد:
۱۹۹۸: سلیگمن تحت عنوان مدیریت انجمن روانشناسی ایالات متحده گزینش شد و روانشناسی مثبت گرا مورد زمان وی شد. امروزه سلیگمن به صورت وسیع تحت عنوان بابا روانشناسی مثبت نگر معاصر شناخته میشود.
۲۰۰۲: اولین کنفرانس میان المللی روانشناسی مثبت گرا برگزار شد.
۲۰۰۶: درس روانشناسی مثبت گرا هاروارد به دوست داستنی ترین کلاس دانش کده تبدیل شد.
۲۰۰۹: اولین کنگره جهانی روانشناسی مثبت گرا در فیلادلفیا برگزار شد و سخنرانیهای سلیگمن و فیلیپ زیمباردو در آن برگزار شد.
دیگر صورتهای اصلی در روانشناسی مثبت گرا عبارتنداز:
آلبرت بندورا
سی آر اسنایدر
کارول دوک
کریستوفر پترسون
دنیل گیلبرت
کنون شلدون
عشق همگانی به روانشناسی مثبت گرا از مجال معرفی این معنا به شدت ارتقا یافته میباشد. امروزه، اشخاص بیشتری در جستجوی اطلاعاتی می باشند که چهگونه می توانند رضایت بیشتری داشته باشند و به پتانسیل بدون نقص دست یابند.
فواید روانشناسی مثبت گرا
غرض مهم روانشناسی مثبتگرا امداد به اشخاص برای ادراک عالی مهارتها و بضاعت و توانهایی میباشد که داراهستند، و یا این که توانگریهایی که برای حصول به تعادل خل وچل نیاز میباشد که داشته باشند.
روانشناسی مثبت، مزایا و فواید بیشماری داراست و می تواند نگهداری تندرست جاری را بهبود دهد. در اینجا، به چهار بهره رفیعتر روانشناسی مثبت گرا می پردازیم.
اقتدار بخشیدن
روانشناسی مثبت گرا تاکید متعددی به امداد به اشخاص برای رسیدگی نقاط قوت، مهارتها و توانگریهای شخص با رویکردی مثبت دارااست. این نوع از رواندرمانی، شم اقتدار و مدیر مسائل متعدد و همینطور بضاعت در کنار داخل شدن با معضل ها و تجربه منفی را ارتقاء می دهد.
بازآفرینی مثبت علائم منفی و تمرکز بر تعادل
یکیاز فواید اساسی رواندرمانی مثبت این میباشد که اتفاقات منفی را با مثبت سازگار مینماید. اگرچه ممکن میباشد به حیث رسد کهاین سبک تنها روی مثبت تمرکز کرده و منفی را از در میان می برد، البته بیشتر بر روی هم ترازی و تعادل این دو تمرکز داراست.
این رویه به اشخاص یاری مینماید تا نقاط قوت و مهارتهای خویش را عالی ادراک نمایند.
مدیر خوب انتظارات و حاصل درمانی مثبت
یکی از دیگر از مزایای روانشناسی مثبت، ساختوساز ارتباط درمانی موءثر فی مابین رواندرمانگر و مریض میباشد. با داشتن دوراندیشی بیشتر نسبت به بضاعتها، نقاط قوت و مهارتهای فردی، شخص می تواند اختلال تندرست جاری خویش را خوب شعور نماید و خوب برای بهبود این قضیه کارایی نماید. درفیض، رواندرمانی خوب مدیر میگردد.
برای طیف وسیعی از بیماریهای دیوانه کاربرد دارااست
با دقت بر نقاط قوت و ارتقا نکات مثبت معاش، نشانه داده گردیدهاست که روانشناسی مثبت در طیف وسیعی از اشتباهات دیوانه برای مثال جاری پریشی، اذهان قتل نفس، افسردگی و مشکل شخصیت مرزی بسیار اثرگذار میباشد.
تفاوت مثبت اندیشی و روانشناسی مثبت گرا
برای اینکه بتوانیم تفاوت مثبت اندیشی و مثبت گرایی را توضیح دهیم بایستی به موارد ذیل اشاره کنیم:
در مثبت اندیشی شخص تلاش مینماید تا خویش اخلاق عالی و انعطاف پذیرتری داشته باشد. ولی مثبت گرایی به اشخاص یاری مینماید تا بضاعت و توان خویش را به حداکثر برساند.
روانشناسی مثبت گرایی در رئیس احساسات و هیجانات مارا قادر مینماید.
در روانشناسی مثبت گرایی شخص واقع در بین گردد و با ثبات میباشد، البته مثبت اندیشی را نمیقدرت به ثبات رساند.
در روانشناسی مثبت گرا برخلاف مثبت اندیشی شخص خودباوری بالایی پیدا خواهد کرد. شم ارزشمندی آدم بالا میرود.
سه سطح روانشناسی مثبت گرا
دانش روانشناسی مثبتگرا در سه سطح متعدد شغل مینماید:
سطح خیالی و باطن شخصی
سطح شخصی
سطح گروهی
سطح خیالی و باطن شخصی به رسیدگی تجارب مثبت (شادکامی، رضایت، علت، خوش بینی، رفاه و غرق شدن در لحظات بهتر معاش) میپردازد. این حوزه به رسیدگی حس عالی و ارتقاء اعتمادبهنفس تمرکز دارااست.
سطح شخصی به نظارت مختصات و خصوصیتهای فردی شخص از روش تفحص نقاط قوت، شایستگی، ابتکار عمل، پختگی، آجل اندیشی، سپری شد، کوچک و مهارتهای ذاتی شخص می پردازد.
عاقبت در سطح سوم (سطح گروهی) تاکید بر فضیلت مدنی، مسئولیتهای اجتماعی، یاری به سایرافراد، هوش هیجانی و بقیه عواملی میباشد که به بسط شهروندی و دولت ها امداد مینماید.
روانشناسی مثبت گرا سلیگمن
سلیگمن شخصی بود که در دوران مجال حضور خویش در انجمن روانشناسی ایالات متحده، روانشناسی مثبت نگر را صورت دهد. در واقع این نوع روانشناسی به عبارتی روانشناسی میباشد که مزلو و همکارانش بیشتراز سی سال پیش روی درباره آن حرف کردند.
این نگرش به ما می گوید که شما در حین ملاقات با بعضی اشخاص خوشبینخیس، روراستخیس و شادابخیس می باشید. با وجود اینکه این مجموعه از اشخاص با ایرادات شغلی، اقتصادی و خانوادگی اکثری مواجه میباشند، ولی چه عاملی سبب میشود تا در ملاقات بدین نیکی چشم شوند؟ دراین طریقه روانشناسان شخصیت شخص و خوشبین بودنش را با معیارهای مختلفی زیرا شاید، سالم خیالی و جسمی شخص، ترازو رضایت شخص از معاش و… میسنجند. سلیگمن توانست از یک طریقه سنتی و کهنه به یک طریقه تازه و نوظهور رسد، در واقع همین مسئله سبب شد تا اکثری از اشخاص آن را تحت عنوان یک روانشناس سنت شکن در حیث بگیرند. او برای دستيابي به اين مكتب علمی ـ كاربردی ساير همتهاي روانشناسي را زير سئوال نبرده بلكه آن را ناكافي ميداند.
او در ارتباط با این پرسش که آیا روانشناسی مثبت گرایی در واقع به عبارتی تامل مثبت میباشد تیتر کرد؟
روانشناسی مثبت گرا یک طرز به طور کامل علمی و پژوهشی میباشد، اصلا متعلق به حالت وجود ندارد. در حالی که فکر مثبت متعلق به حالت میباشد. در غایت آن که روانشناسی مثبت گرا به حقیقت بسیار مجاورت میباشد در حالی که وصال به تامل مثبت شاید بهاین اندازه حقیقی و واقعی نباشد.
کلاً روانشناسی مثبت گرا سلیگمن به سه دستور اصلی تاکید مینماید:
صفتهای مثبت اشخاص مانند محبت، عشق و علاقه، مهارتهای شخصی، قریحه
بهاهای مثبت گروهی و شهروندی
تجاربهایی که ما بشرها برای آن بها و احترام قائل هستیم. مانند شور، آرزو ،خوش بینی
چرا روانشناسی مثبت گرا اساسی میباشد؟
به گفته روانشناسان مثبتگرا، بیشتر ایرادات کم عقل بشر مرتبط با سطح انرژی و جنبههای منفی معاش میباشد. پیش از مبارزه جهانی دوم روانشناسی سه وظیفه داشت:
معالجه بیماریهای دیوانه
بهبود معاش و ارتقاء فایدهوری
شناسایی و رویش استعدادهای ذاتی
با این هم اکنون، پس از مبارزه جهانی دوم، دو وظیفه انتها به گونه ای فراموش شدند و روانشناسی بیشتر بر روی معالجه بیماری های دیوانه تمرکز کرد.
چرا این وقوع افتاد؟
با اعتنا به اینکه روانشناسی تحت عنوان یک دانش به دارایی ارگانهای دولتی بستگی داشت، در نظر گرفتن اینکه چرا شغل در نصیب دو و سه، پس از نزاع جهانی دوم نادر شد مشقت بار وجود ندارد.
قطعاً، با مواجهه با چالش انسانی در اینگونه مقیاس عظیمی، آحاد منابع مو جود برای یادگیری و معالجه بیماری خل وچل و جراحت شناسی کم عقل قرار گرفت.
غرض مهم روانشناسی مثبت این میباشد که اشخاص را ترغیب نماید تا نقاط قوت شخصیت خویش را کشف نمایند و رویش دهند. روانشناسی مثبت بر بایستگی تغییر تحول نگرش منفی اشخاص به نگرش خوشبینانه برای بهبود چگونگی معاش تأکید مینماید. طبق عقیدههای روانشناسی، مثبت گرایی یکیاز اساسیترین نیروهای پاداش معاش میباشد. کلیه ما در معاش هم اتفاقات عالی و هم اتفاقات بد را تجارب میکنیم. ولی تمرکز بر روی اتفاقات بد آسودهخیس میباشد و منشهایی را که قادر خواهیم بود اثر اتفاقات عالی را برای اصلاح اتفاقات بد مهار کنیم نادیده می گیریم.
روانشناسی مثبتگرایی از این جهت اساسی میباشد که به کشف آنچه که اشخاص را به سمت معاش معنادار سوق میدهد می پردازد. و براین اساس می تواند استراتژیهای بهتری را برای در اختیار گرفتن بیماریهای دیوانه، اصلاح رفتارهای منفی و ارتقاء شعف و منفعتوری در معاش کشف نماید.
مثلا، به مکان تجزیه و چک خصوصیتهای مهم مربوط به اعتیاد به مواد مخدر، یک روانشناس مثبتگرا ممکن میباشد انعطافپذیری افرادی را که چیره به بهبودی و رخنه مواد مخدر گردیدهاند را تفحص نماید و حاصل مثبت را بین بیماران ارتقاء دهد.
مثالهایی از روانشناسی مثبت گرا در فعالیت
در فعالیت چه گونه بایستی از روانشناسی مثبت بهره برد؟ آیا تمرین خاصی برای روانشناسی مثبت وجود داراست؟
اصول و تمرینات روانشناسی مثبت را میقدرت در چند فضا گوناگون مثلا معالجه، کلاس درس، دفتر کار و در منزل به فعالیت موفقیت. بعضی از تکنیکهایی که بسیار موثر بودهاند عبارتند از:
به کار گیری از طریق مثالگیری تجربیات (یا این که ESM) که به آن نحوه روزمره نیز گفته میشود. در سالهای پیشین که هنوز توسعه دانش و تکنولوژی بهاین سطح نرسیده بود، بیپر یا این که پیجر به مراجعه کننده داده می شد، که در نقاط تصادفی در زمان روز فعال میگردد و هشدار می دهد که ژرف اندیشی فرمائید، به آنچه در آن لحظه فکرمیکنید، حس میکنید و جاری ساختن میدهید دقت نمائید و کلیه آنها را یادداشت فرمائید. این اکثر زمان ها در مداخلات مثبت به کارگیری می گردد تا به عموم یاری دهد متوجه شوند که چقدر از روز آنان حقیقتاً به طور کاملً مثبت میباشد.
تمرین محافظت یک دفتر کار خاطرات سپاسگزاری. یک محل کار خاطرات سپاس به اشخاص روشی برای شناسایی و تأمل در امر کلیه چیزهای بهتر معاش را ارائه میدهد. همگی چیزهایی که می بایست برای آنها سپاسگزار باشند.
دفتر کار خاطرات اکثر اوقات مشتمل بر ترغیب اشخاص به تایپ کردن سه چیز میباشد که بابت آنان سپاسگزار میباشند. فقط شرط این میباشد که آنها بایستی هر روز گوناگون باشند.
اجرا یک دیدار سپاسگزاری. دیدار سپاسگزاری تمرینی میباشد که در آن از شخصی که از وی سپاسگزار می باشید، سپاس می کنید. براین اساس می توانند طومارای برای این فرد بنویسند و از وی سپاس نمایند. این سپاس قادر است به طور ارتباط تلفنی، چت ویدیویی، یا این که تنهاً ارسال طومار باشد. این تمرین موجب تقویت و سپاس و سالمی میشود.
تمرکز بر ساخت و ساز نقاط قوت فردی به مکان نقاط ضعف. یکی مهمترین تفاوتها میان اکثری از انواع دیگر مربیگری و مشورت تمرکز بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف میباشد. روانشناسی مثبتگرا بر این ایده پایدار میباشد که تمرکز بر روی نقاط قوت اشخاص اکثر وقت ها راهی مؤثر برای توفیق میباشد تا سعی برای برتری در قضیههایی که برای آنها مطلوب نیستیم. در کار، این تکنیک مشمول شناسایی نقاط قوت شخص و کوشش برای ارائه مجالهای بیشتری برای استعمال از آن ها میباشد.
تندرست درمانی. این رویه تک تک نگر به معالجه، مشابه به معالجه شناختی-رفتاری (CBT) میباشد. این شیوه بر رواج مثبت و کاهش روئت کرد منفی در معاش شخص تمرکز داراست. این سبک کارول ریف میباشد که شش جنبه یا این که کارداران رفاه را تشخیص میدهد: اشراف بر گوشه و کنار، پرورش فردی، غرض در معاش، خودمختاری، تایید خویش، و ارتباط ها مثبت.
جاری درمانی مثبت. سرازیر درمانی مثبت مشابه سالم درمانی میباشد، در کل تعدادی تکنیک و تمرین را در یک معالجه قرار می دهند. تمرکز این طریق بر تولید احساسات مثبت، نقاط قوت شخصیت و حس معنی در معاش میباشد. در کل دوازده تمرین درین صورت از معالجه اعمال میشود، مثلا تمرینات آیتم استعمال، نگه داشتن یک محل کار خاطرات سپاسگزاری، دیدار سپاسگزاری و… میباشد
روانشناسی مثبت و سبک ” PERMA“
ارتقا شادکامی، رضایت از معاش، سعادت، تمرکز مهم در روانشناسی مثبت میباشد. سطح ها فراتر شعف با ارتقاء منفعتوری، ارتفاع قدمت بیشتر و ارتباط ها رضایت قسمتخیس مرتبط میباشد. در همین راستا، مارتین سلیگمن، روانشناس معروف آمریکایی، سبک PERMA را برای تمجید شعف به معنای کلانخیس ارائه اعطا کرد.
احساسات مثبت (P – Positive emotions)
تجربیات احساسات مثبت تأثیر عمدهای در تقویت حس شور دارااست. هر حس مثبت مانند ادب، رضایت، آرزو، عشق و علاقه و… در این شرکت قرار می گیرند. احساسات مثبت ممکن میباشد از قدردانی و عفو دربارهی اتفاق ها قبل، لذت بردن از لحظه اکنون و خوشبینی نسبت به آتی ناشی خواهد شد.
دل مشغولی (E – Engagement) یا این که غرق شدن
غرق شدن در جاری ساختن کاری میتواند مشمول جاری ساختن کاری باشد که تماما از آن لذت میبیرید. دراینصورت ما آحاد دقت و تمرکز خویش را روی اعمال کاری که دوست داریم می گذاریم. در روانشناسی بدین موقعیت (flow) گفته میگردد. معنا (flow) به وسیله روانشناس پر رنگ “میهای چیکسنتمیهایی“ معرفی شد.
ارتباط ها اثرگذار (R – Relationships)
آدم تحت عنوان موجودی اجتماعی، به برقراری رابطه با سایر افراد برای توسعه در معاش محتاج میباشد. در واقعیت برقراری رابطه با دیگر افراد به معاش مقصود و معنی می بخشد. داشتن ارتباط عالی با بقیه افراد و سالم سرازیر دو فرمان مربوط به همدیگر میباشند. این دو دستور از هم جداگانه نشدنی می باشند. به عبارت دیگر نمیشود فقط بود و حس شادکامی داشت.
مضمون (M – Meaning)
فقط احساسات مثبت برای یک معاش بشاش کفاف نمی دهد. سلیگمن یافتن معنای معاش را بالاترین سکو بهروزی و شادکامی میداند.
با به فعالیت تصاحب کردن نقات قوت خویش و استعمال از آن در طرق مثبت مانند کمپانی در یک فرمان نهخواهانه یا این که اجرا یک مقصود اجتماعی قادر است به معاش شما مضمون ببخشد.
توفیق ها (A – Accomplishment)
داشتن غرض در معاش و کسب به آن منجر شم توفیق و شعف میگردد. در صورتیکه علت تحقق این هدف ها وجود نداشته باشد، استخراج به حس خوشنودی مشقت بار می گردد.
“روانشناسی مثبتگرا” یکیاز نوترین شاخههای روانشناسی میباشد. بهترین روانشناس مشهد این نصیب ویژه از روانشناسی بر کیفیت یاری به بشر برای دستیابی توفیق و داشتن معاش خنده رو و تندرست تمرکز دارااست.
درحالیکه اکثری از شاخههای روانشناسی، به معالجه و بهبود اختلالات عملکردی و رفتارهای غیرمعمولی میپردازند، مقصود روانشناسی مثبتگرا تمرکز بر خنده رو زیستن میباشد. درین نوشتهی علمی به پژوهش این شاخه از روانشناسی و عنایت آن در معاش میپردازیم.
روانشناسی مثبت گرا چیست؟
روانشناسی مثبتگرا به تحقیق و تفحص خصوصیتهای مثبت معاش (رفاه، روشن بختی، رضایت و بضاعت توسعه در معاش) شخص می پردازد. این شاخه از روانشناسی آنچه را که برای ساختن یک معاش هدفمند و لبریزمفهوم که به شخص قابلیت شکوفایی میدهد، آیتم پژوهش قرار داده میباشد.
کریستوفر پیترسون، روانشناس دارای شهرت، روانشناسی مثبتگرا را چنین تعریف و تمجید مینماید:
“تفحص علمی در زمینه ی آنچه که معاش را پر ارزشخیس می نماید.”
روانشناسی مثبتگرا، یک خط مش علمی برای بازرسی اذهان، خلق و خوی و احساسات بشر میباشد که تاکید بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف و ساختن چیزهای عالی در معاش در عین ترمیم بدیها میباشد.روانشناسی مثبتگرا بر مسائلی مانند خوشبینی، آرزو، روشن بختی و شعف متمرکز میباشد، و چیزی بالاتر از بهبود احساسات مثبت میباشد.
این حرفه از روانشناسی همینطور خصوصیتهایی مانند نقاط قوت شخصیت، عزت نفس و بهبود معاش را مشمول میگردد، اینکه چه گونه میقدرت اینگونه خصوصیتهایی را در معاش، دفتر و ارتباط ها فی مابین شخصی ما جاری ساختن کرد و اینکه چه گونه همگی این جنبهها به کسب به معاش معنادار امداد مینمایند.
تاریخچه روانشناسی مثبت گرا
سلیگمن و میهالی سیکسزن میهالی در سال ۲۰۰۰ مینویسند: قبل از نبرد جهانی دوم، روانشناسی سه مأموریت متمایز داشت. معالجه بیماری خل وچل، تولید معاش رضایت نصیب برای عموم، شناسایی و رشد استعدادهای بالا.
ولی اندکی بعداز پیکار جهانی دوم، تمرکز نخستین روانشناسی به حق تقدم اولیه تغییر تحول کرد:
معالجه رفتارهای غیرعادی و بیماریهای خل وچل
در دهه ۱۹۵۰، متفکران اومانیست مانند کارل راجرز، اریش فروم، و آبراهام مزلو با بسط عقیدههایی که بر شور و جنبه های مثبت طبیعت بشر تمرکز داشتند، به تجدید عشق و علاقه به دو حوزه دیگر یاری کردند.
درپی با یکسری تاریخ اصلی دیگر در تاریخ روانشناسی مثبت گرا آشنا خواهید شد:
۱۹۹۸: سلیگمن تحت عنوان مدیریت انجمن روانشناسی ایالات متحده گزینش شد و روانشناسی مثبت گرا مورد زمان وی شد. امروزه سلیگمن به صورت وسیع تحت عنوان بابا روانشناسی مثبت نگر معاصر شناخته میشود.
۲۰۰۲: اولین کنفرانس میان المللی روانشناسی مثبت گرا برگزار شد.
۲۰۰۶: درس روانشناسی مثبت گرا هاروارد به دوست داستنی ترین کلاس دانش کده تبدیل شد.
۲۰۰۹: اولین کنگره جهانی روانشناسی مثبت گرا در فیلادلفیا برگزار شد و سخنرانیهای سلیگمن و فیلیپ زیمباردو در آن برگزار شد.
دیگر صورتهای اصلی در روانشناسی مثبت گرا عبارتنداز:
آلبرت بندورا
سی آر اسنایدر
کارول دوک
کریستوفر پترسون
دنیل گیلبرت
کنون شلدون
عشق همگانی به روانشناسی مثبت گرا از مجال معرفی این معنا به شدت ارتقا یافته میباشد. امروزه، اشخاص بیشتری در جستجوی اطلاعاتی می باشند که چهگونه می توانند رضایت بیشتری داشته باشند و به پتانسیل بدون نقص دست یابند.
فواید روانشناسی مثبت گرا
غرض مهم روانشناسی مثبتگرا امداد به اشخاص برای ادراک عالی مهارتها و بضاعت و توانهایی میباشد که داراهستند، و یا این که توانگریهایی که برای حصول به تعادل خل وچل نیاز میباشد که داشته باشند.
روانشناسی مثبت، مزایا و فواید بیشماری داراست و می تواند نگهداری تندرست جاری را بهبود دهد. در اینجا، به چهار بهره رفیعتر روانشناسی مثبت گرا می پردازیم.
اقتدار بخشیدن
روانشناسی مثبت گرا تاکید متعددی به امداد به اشخاص برای رسیدگی نقاط قوت، مهارتها و توانگریهای شخص با رویکردی مثبت دارااست. این نوع از رواندرمانی، شم اقتدار و مدیر مسائل متعدد و همینطور بضاعت در کنار داخل شدن با معضل ها و تجربه منفی را ارتقاء می دهد.
بازآفرینی مثبت علائم منفی و تمرکز بر تعادل
یکیاز فواید اساسی رواندرمانی مثبت این میباشد که اتفاقات منفی را با مثبت سازگار مینماید. اگرچه ممکن میباشد به حیث رسد کهاین سبک تنها روی مثبت تمرکز کرده و منفی را از در میان می برد، البته بیشتر بر روی هم ترازی و تعادل این دو تمرکز داراست.
این رویه به اشخاص یاری مینماید تا نقاط قوت و مهارتهای خویش را عالی ادراک نمایند.
مدیر خوب انتظارات و حاصل درمانی مثبت
یکی از دیگر از مزایای روانشناسی مثبت، ساختوساز ارتباط درمانی موءثر فی مابین رواندرمانگر و مریض میباشد. با داشتن دوراندیشی بیشتر نسبت به بضاعتها، نقاط قوت و مهارتهای فردی، شخص می تواند اختلال تندرست جاری خویش را خوب شعور نماید و خوب برای بهبود این قضیه کارایی نماید. درفیض، رواندرمانی خوب مدیر میگردد.
برای طیف وسیعی از بیماریهای دیوانه کاربرد دارااست
با دقت بر نقاط قوت و ارتقا نکات مثبت معاش، نشانه داده گردیدهاست که روانشناسی مثبت در طیف وسیعی از اشتباهات دیوانه برای مثال جاری پریشی، اذهان قتل نفس، افسردگی و مشکل شخصیت مرزی بسیار اثرگذار میباشد.
تفاوت مثبت اندیشی و روانشناسی مثبت گرا
برای اینکه بتوانیم تفاوت مثبت اندیشی و مثبت گرایی را توضیح دهیم بایستی به موارد ذیل اشاره کنیم:
در مثبت اندیشی شخص تلاش مینماید تا خویش اخلاق عالی و انعطاف پذیرتری داشته باشد. ولی مثبت گرایی به اشخاص یاری مینماید تا بضاعت و توان خویش را به حداکثر برساند.
روانشناسی مثبت گرایی در رئیس احساسات و هیجانات مارا قادر مینماید.
در روانشناسی مثبت گرایی شخص واقع در بین گردد و با ثبات میباشد، البته مثبت اندیشی را نمیقدرت به ثبات رساند.
در روانشناسی مثبت گرا برخلاف مثبت اندیشی شخص خودباوری بالایی پیدا خواهد کرد. شم ارزشمندی آدم بالا میرود.
سه سطح روانشناسی مثبت گرا
دانش روانشناسی مثبتگرا در سه سطح متعدد شغل مینماید:
سطح خیالی و باطن شخصی
سطح شخصی
سطح گروهی
سطح خیالی و باطن شخصی به رسیدگی تجارب مثبت (شادکامی، رضایت، علت، خوش بینی، رفاه و غرق شدن در لحظات بهتر معاش) میپردازد. این حوزه به رسیدگی حس عالی و ارتقاء اعتمادبهنفس تمرکز دارااست.
سطح شخصی به نظارت مختصات و خصوصیتهای فردی شخص از روش تفحص نقاط قوت، شایستگی، ابتکار عمل، پختگی، آجل اندیشی، سپری شد، کوچک و مهارتهای ذاتی شخص می پردازد.
عاقبت در سطح سوم (سطح گروهی) تاکید بر فضیلت مدنی، مسئولیتهای اجتماعی، یاری به سایرافراد، هوش هیجانی و بقیه عواملی میباشد که به بسط شهروندی و دولت ها امداد مینماید.
روانشناسی مثبت گرا سلیگمن
سلیگمن شخصی بود که در دوران مجال حضور خویش در انجمن روانشناسی ایالات متحده، روانشناسی مثبت نگر را صورت دهد. در واقع این نوع روانشناسی به عبارتی روانشناسی میباشد که مزلو و همکارانش بیشتراز سی سال پیش روی درباره آن حرف کردند.
این نگرش به ما می گوید که شما در حین ملاقات با بعضی اشخاص خوشبینخیس، روراستخیس و شادابخیس می باشید. با وجود اینکه این مجموعه از اشخاص با ایرادات شغلی، اقتصادی و خانوادگی اکثری مواجه میباشند، ولی چه عاملی سبب میشود تا در ملاقات بدین نیکی چشم شوند؟ دراین طریقه روانشناسان شخصیت شخص و خوشبین بودنش را با معیارهای مختلفی زیرا شاید، سالم خیالی و جسمی شخص، ترازو رضایت شخص از معاش و… میسنجند. سلیگمن توانست از یک طریقه سنتی و کهنه به یک طریقه تازه و نوظهور رسد، در واقع همین مسئله سبب شد تا اکثری از اشخاص آن را تحت عنوان یک روانشناس سنت شکن در حیث بگیرند. او برای دستيابي به اين مكتب علمی ـ كاربردی ساير همتهاي روانشناسي را زير سئوال نبرده بلكه آن را ناكافي ميداند.
او در ارتباط با این پرسش که آیا روانشناسی مثبت گرایی در واقع به عبارتی تامل مثبت میباشد تیتر کرد؟
روانشناسی مثبت گرا یک طرز به طور کامل علمی و پژوهشی میباشد، اصلا متعلق به حالت وجود ندارد. در حالی که فکر مثبت متعلق به حالت میباشد. در غایت آن که روانشناسی مثبت گرا به حقیقت بسیار مجاورت میباشد در حالی که وصال به تامل مثبت شاید بهاین اندازه حقیقی و واقعی نباشد.
کلاً روانشناسی مثبت گرا سلیگمن به سه دستور اصلی تاکید مینماید:
صفتهای مثبت اشخاص مانند محبت، عشق و علاقه، مهارتهای شخصی، قریحه
بهاهای مثبت گروهی و شهروندی
تجاربهایی که ما بشرها برای آن بها و احترام قائل هستیم. مانند شور، آرزو ،خوش بینی
چرا روانشناسی مثبت گرا اساسی میباشد؟
به گفته روانشناسان مثبتگرا، بیشتر ایرادات کم عقل بشر مرتبط با سطح انرژی و جنبههای منفی معاش میباشد. پیش از مبارزه جهانی دوم روانشناسی سه وظیفه داشت:
معالجه بیماریهای دیوانه
بهبود معاش و ارتقاء فایدهوری
شناسایی و رویش استعدادهای ذاتی
با این هم اکنون، پس از مبارزه جهانی دوم، دو وظیفه انتها به گونه ای فراموش شدند و روانشناسی بیشتر بر روی معالجه بیماری های دیوانه تمرکز کرد.
چرا این وقوع افتاد؟
با اعتنا به اینکه روانشناسی تحت عنوان یک دانش به دارایی ارگانهای دولتی بستگی داشت، در نظر گرفتن اینکه چرا شغل در نصیب دو و سه، پس از نزاع جهانی دوم نادر شد مشقت بار وجود ندارد.
قطعاً، با مواجهه با چالش انسانی در اینگونه مقیاس عظیمی، آحاد منابع مو جود برای یادگیری و معالجه بیماری خل وچل و جراحت شناسی کم عقل قرار گرفت.
غرض مهم روانشناسی مثبت این میباشد که اشخاص را ترغیب نماید تا نقاط قوت شخصیت خویش را کشف نمایند و رویش دهند. روانشناسی مثبت بر بایستگی تغییر تحول نگرش منفی اشخاص به نگرش خوشبینانه برای بهبود چگونگی معاش تأکید مینماید. طبق عقیدههای روانشناسی، مثبت گرایی یکیاز اساسیترین نیروهای پاداش معاش میباشد. کلیه ما در معاش هم اتفاقات عالی و هم اتفاقات بد را تجارب میکنیم. ولی تمرکز بر روی اتفاقات بد آسودهخیس میباشد و منشهایی را که قادر خواهیم بود اثر اتفاقات عالی را برای اصلاح اتفاقات بد مهار کنیم نادیده می گیریم.
روانشناسی مثبتگرایی از این جهت اساسی میباشد که به کشف آنچه که اشخاص را به سمت معاش معنادار سوق میدهد می پردازد. و براین اساس می تواند استراتژیهای بهتری را برای در اختیار گرفتن بیماریهای دیوانه، اصلاح رفتارهای منفی و ارتقاء شعف و منفعتوری در معاش کشف نماید.
مثلا، به مکان تجزیه و چک خصوصیتهای مهم مربوط به اعتیاد به مواد مخدر، یک روانشناس مثبتگرا ممکن میباشد انعطافپذیری افرادی را که چیره به بهبودی و رخنه مواد مخدر گردیدهاند را تفحص نماید و حاصل مثبت را بین بیماران ارتقاء دهد.
مثالهایی از روانشناسی مثبت گرا در فعالیت
در فعالیت چه گونه بایستی از روانشناسی مثبت بهره برد؟ آیا تمرین خاصی برای روانشناسی مثبت وجود داراست؟
اصول و تمرینات روانشناسی مثبت را میقدرت در چند فضا گوناگون مثلا معالجه، کلاس درس، دفتر کار و در منزل به فعالیت موفقیت. بعضی از تکنیکهایی که بسیار موثر بودهاند عبارتند از:
به کار گیری از طریق مثالگیری تجربیات (یا این که ESM) که به آن نحوه روزمره نیز گفته میشود. در سالهای پیشین که هنوز توسعه دانش و تکنولوژی بهاین سطح نرسیده بود، بیپر یا این که پیجر به مراجعه کننده داده می شد، که در نقاط تصادفی در زمان روز فعال میگردد و هشدار می دهد که ژرف اندیشی فرمائید، به آنچه در آن لحظه فکرمیکنید، حس میکنید و جاری ساختن میدهید دقت نمائید و کلیه آنها را یادداشت فرمائید. این اکثر زمان ها در مداخلات مثبت به کارگیری می گردد تا به عموم یاری دهد متوجه شوند که چقدر از روز آنان حقیقتاً به طور کاملً مثبت میباشد.
تمرین محافظت یک دفتر کار خاطرات سپاسگزاری. یک محل کار خاطرات سپاس به اشخاص روشی برای شناسایی و تأمل در امر کلیه چیزهای بهتر معاش را ارائه میدهد. همگی چیزهایی که می بایست برای آنها سپاسگزار باشند.
دفتر کار خاطرات اکثر اوقات مشتمل بر ترغیب اشخاص به تایپ کردن سه چیز میباشد که بابت آنان سپاسگزار میباشند. فقط شرط این میباشد که آنها بایستی هر روز گوناگون باشند.
اجرا یک دیدار سپاسگزاری. دیدار سپاسگزاری تمرینی میباشد که در آن از شخصی که از وی سپاسگزار می باشید، سپاس می کنید. براین اساس می توانند طومارای برای این فرد بنویسند و از وی سپاس نمایند. این سپاس قادر است به طور ارتباط تلفنی، چت ویدیویی، یا این که تنهاً ارسال طومار باشد. این تمرین موجب تقویت و سپاس و سالمی میشود.
تمرکز بر ساخت و ساز نقاط قوت فردی به مکان نقاط ضعف. یکی مهمترین تفاوتها میان اکثری از انواع دیگر مربیگری و مشورت تمرکز بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف میباشد. روانشناسی مثبتگرا بر این ایده پایدار میباشد که تمرکز بر روی نقاط قوت اشخاص اکثر وقت ها راهی مؤثر برای توفیق میباشد تا سعی برای برتری در قضیههایی که برای آنها مطلوب نیستیم. در کار، این تکنیک مشمول شناسایی نقاط قوت شخص و کوشش برای ارائه مجالهای بیشتری برای استعمال از آن ها میباشد.
تندرست درمانی. این رویه تک تک نگر به معالجه، مشابه به معالجه شناختی-رفتاری (CBT) میباشد. این شیوه بر رواج مثبت و کاهش روئت کرد منفی در معاش شخص تمرکز داراست. این سبک کارول ریف میباشد که شش جنبه یا این که کارداران رفاه را تشخیص میدهد: اشراف بر گوشه و کنار، پرورش فردی، غرض در معاش، خودمختاری، تایید خویش، و ارتباط ها مثبت.
جاری درمانی مثبت. سرازیر درمانی مثبت مشابه سالم درمانی میباشد، در کل تعدادی تکنیک و تمرین را در یک معالجه قرار می دهند. تمرکز این طریق بر تولید احساسات مثبت، نقاط قوت شخصیت و حس معنی در معاش میباشد. در کل دوازده تمرین درین صورت از معالجه اعمال میشود، مثلا تمرینات آیتم استعمال، نگه داشتن یک محل کار خاطرات سپاسگزاری، دیدار سپاسگزاری و… میباشد
روانشناسی مثبت و سبک ” PERMA“
ارتقا شادکامی، رضایت از معاش، سعادت، تمرکز مهم در روانشناسی مثبت میباشد. سطح ها فراتر شعف با ارتقاء منفعتوری، ارتفاع قدمت بیشتر و ارتباط ها رضایت قسمتخیس مرتبط میباشد. در همین راستا، مارتین سلیگمن، روانشناس معروف آمریکایی، سبک PERMA را برای تمجید شعف به معنای کلانخیس ارائه اعطا کرد.
احساسات مثبت (P – Positive emotions)
تجربیات احساسات مثبت تأثیر عمدهای در تقویت حس شور دارااست. هر حس مثبت مانند ادب، رضایت، آرزو، عشق و علاقه و… در این شرکت قرار می گیرند. احساسات مثبت ممکن میباشد از قدردانی و عفو دربارهی اتفاق ها قبل، لذت بردن از لحظه اکنون و خوشبینی نسبت به آتی ناشی خواهد شد.
دل مشغولی (E – Engagement) یا این که غرق شدن
غرق شدن در جاری ساختن کاری میتواند مشمول جاری ساختن کاری باشد که تماما از آن لذت میبیرید. دراینصورت ما آحاد دقت و تمرکز خویش را روی اعمال کاری که دوست داریم می گذاریم. در روانشناسی بدین موقعیت (flow) گفته میگردد. معنا (flow) به وسیله روانشناس پر رنگ “میهای چیکسنتمیهایی“ معرفی شد.
ارتباط ها اثرگذار (R – Relationships)
آدم تحت عنوان موجودی اجتماعی، به برقراری رابطه با سایر افراد برای توسعه در معاش محتاج میباشد. در واقعیت برقراری رابطه با دیگر افراد به معاش مقصود و معنی می بخشد. داشتن ارتباط عالی با بقیه افراد و سالم سرازیر دو فرمان مربوط به همدیگر میباشند. این دو دستور از هم جداگانه نشدنی می باشند. به عبارت دیگر نمیشود فقط بود و حس شادکامی داشت.
مضمون (M – Meaning)
فقط احساسات مثبت برای یک معاش بشاش کفاف نمی دهد. سلیگمن یافتن معنای معاش را بالاترین سکو بهروزی و شادکامی میداند.
با به فعالیت تصاحب کردن نقات قوت خویش و استعمال از آن در طرق مثبت مانند کمپانی در یک فرمان نهخواهانه یا این که اجرا یک مقصود اجتماعی قادر است به معاش شما مضمون ببخشد.
توفیق ها (A – Accomplishment)
داشتن غرض در معاش و کسب به آن منجر شم توفیق و شعف میگردد. در صورتیکه علت تحقق این هدف ها وجود نداشته باشد، استخراج به حس خوشنودی مشقت بار می گردد.
روانشناسی مثبت گرا چیست؟
روانشناسی مثبتگرا به تحقیق و تفحص خصوصیتهای مثبت معاش (رفاه، روشن بختی، رضایت و بضاعت توسعه در معاش) شخص می پردازد. این شاخه از روانشناسی آنچه را که برای ساختن یک معاش هدفمند و لبریزمفهوم که به شخص قابلیت شکوفایی میدهد، آیتم پژوهش قرار داده میباشد.
کریستوفر پیترسون، روانشناس دارای شهرت، روانشناسی مثبتگرا را چنین تعریف و تمجید مینماید:
“تفحص علمی در زمینه ی آنچه که معاش را پر ارزشخیس می نماید.”
روانشناسی مثبتگرا، یک خط مش علمی برای بازرسی اذهان، خلق و خوی و احساسات بشر میباشد که تاکید بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف و ساختن چیزهای عالی در معاش در عین ترمیم بدیها میباشد.روانشناسی مثبتگرا بر مسائلی مانند خوشبینی، آرزو، روشن بختی و شعف متمرکز میباشد، و چیزی بالاتر از بهبود احساسات مثبت میباشد.
این حرفه از روانشناسی همینطور خصوصیتهایی مانند نقاط قوت شخصیت، عزت نفس و بهبود معاش را مشمول میگردد، اینکه چه گونه میقدرت اینگونه خصوصیتهایی را در معاش، دفتر و ارتباط ها فی مابین شخصی ما جاری ساختن کرد و اینکه چه گونه همگی این جنبهها به کسب به معاش معنادار امداد مینمایند.
تاریخچه روانشناسی مثبت گرا
سلیگمن و میهالی سیکسزن میهالی در سال ۲۰۰۰ مینویسند: قبل از نبرد جهانی دوم، روانشناسی سه مأموریت متمایز داشت. معالجه بیماری خل وچل، تولید معاش رضایت نصیب برای عموم، شناسایی و رشد استعدادهای بالا.
ولی اندکی بعداز پیکار جهانی دوم، تمرکز نخستین روانشناسی به حق تقدم اولیه تغییر تحول کرد:
معالجه رفتارهای غیرعادی و بیماریهای خل وچل
در دهه ۱۹۵۰، متفکران اومانیست مانند کارل راجرز، اریش فروم، و آبراهام مزلو با بسط عقیدههایی که بر شور و جنبه های مثبت طبیعت بشر تمرکز داشتند، به تجدید عشق و علاقه به دو حوزه دیگر یاری کردند.
درپی با یکسری تاریخ اصلی دیگر در تاریخ روانشناسی مثبت گرا آشنا خواهید شد:
۱۹۹۸: سلیگمن تحت عنوان مدیریت انجمن روانشناسی ایالات متحده گزینش شد و روانشناسی مثبت گرا مورد زمان وی شد. امروزه سلیگمن به صورت وسیع تحت عنوان بابا روانشناسی مثبت نگر معاصر شناخته میشود.
۲۰۰۲: اولین کنفرانس میان المللی روانشناسی مثبت گرا برگزار شد.
۲۰۰۶: درس روانشناسی مثبت گرا هاروارد به دوست داستنی ترین کلاس دانش کده تبدیل شد.
۲۰۰۹: اولین کنگره جهانی روانشناسی مثبت گرا در فیلادلفیا برگزار شد و سخنرانیهای سلیگمن و فیلیپ زیمباردو در آن برگزار شد.
دیگر صورتهای اصلی در روانشناسی مثبت گرا عبارتنداز:
آلبرت بندورا
سی آر اسنایدر
کارول دوک
کریستوفر پترسون
دنیل گیلبرت
کنون شلدون
عشق همگانی به روانشناسی مثبت گرا از مجال معرفی این معنا به شدت ارتقا یافته میباشد. امروزه، اشخاص بیشتری در جستجوی اطلاعاتی می باشند که چهگونه می توانند رضایت بیشتری داشته باشند و به پتانسیل بدون نقص دست یابند.
فواید روانشناسی مثبت گرا
غرض مهم روانشناسی مثبتگرا امداد به اشخاص برای ادراک عالی مهارتها و بضاعت و توانهایی میباشد که داراهستند، و یا این که توانگریهایی که برای حصول به تعادل خل وچل نیاز میباشد که داشته باشند.
روانشناسی مثبت، مزایا و فواید بیشماری داراست و می تواند نگهداری تندرست جاری را بهبود دهد. در اینجا، به چهار بهره رفیعتر روانشناسی مثبت گرا می پردازیم.
اقتدار بخشیدن
روانشناسی مثبت گرا تاکید متعددی به امداد به اشخاص برای رسیدگی نقاط قوت، مهارتها و توانگریهای شخص با رویکردی مثبت دارااست. این نوع از رواندرمانی، شم اقتدار و مدیر مسائل متعدد و همینطور بضاعت در کنار داخل شدن با معضل ها و تجربه منفی را ارتقاء می دهد.
بازآفرینی مثبت علائم منفی و تمرکز بر تعادل
یکیاز فواید اساسی رواندرمانی مثبت این میباشد که اتفاقات منفی را با مثبت سازگار مینماید. اگرچه ممکن میباشد به حیث رسد کهاین سبک تنها روی مثبت تمرکز کرده و منفی را از در میان می برد، البته بیشتر بر روی هم ترازی و تعادل این دو تمرکز داراست.
این رویه به اشخاص یاری مینماید تا نقاط قوت و مهارتهای خویش را عالی ادراک نمایند.
مدیر خوب انتظارات و حاصل درمانی مثبت
یکی از دیگر از مزایای روانشناسی مثبت، ساختوساز ارتباط درمانی موءثر فی مابین رواندرمانگر و مریض میباشد. با داشتن دوراندیشی بیشتر نسبت به بضاعتها، نقاط قوت و مهارتهای فردی، شخص می تواند اختلال تندرست جاری خویش را خوب شعور نماید و خوب برای بهبود این قضیه کارایی نماید. درفیض، رواندرمانی خوب مدیر میگردد.
برای طیف وسیعی از بیماریهای دیوانه کاربرد دارااست
با دقت بر نقاط قوت و ارتقا نکات مثبت معاش، نشانه داده گردیدهاست که روانشناسی مثبت در طیف وسیعی از اشتباهات دیوانه برای مثال جاری پریشی، اذهان قتل نفس، افسردگی و مشکل شخصیت مرزی بسیار اثرگذار میباشد.
تفاوت مثبت اندیشی و روانشناسی مثبت گرا
برای اینکه بتوانیم تفاوت مثبت اندیشی و مثبت گرایی را توضیح دهیم بایستی به موارد ذیل اشاره کنیم:
در مثبت اندیشی شخص تلاش مینماید تا خویش اخلاق عالی و انعطاف پذیرتری داشته باشد. ولی مثبت گرایی به اشخاص یاری مینماید تا بضاعت و توان خویش را به حداکثر برساند.
روانشناسی مثبت گرایی در رئیس احساسات و هیجانات مارا قادر مینماید.
در روانشناسی مثبت گرایی شخص واقع در بین گردد و با ثبات میباشد، البته مثبت اندیشی را نمیقدرت به ثبات رساند.
در روانشناسی مثبت گرا برخلاف مثبت اندیشی شخص خودباوری بالایی پیدا خواهد کرد. شم ارزشمندی آدم بالا میرود.
سه سطح روانشناسی مثبت گرا
دانش روانشناسی مثبتگرا در سه سطح متعدد شغل مینماید:
سطح خیالی و باطن شخصی
سطح شخصی
سطح گروهی
سطح خیالی و باطن شخصی به رسیدگی تجارب مثبت (شادکامی، رضایت، علت، خوش بینی، رفاه و غرق شدن در لحظات بهتر معاش) میپردازد. این حوزه به رسیدگی حس عالی و ارتقاء اعتمادبهنفس تمرکز دارااست.
سطح شخصی به نظارت مختصات و خصوصیتهای فردی شخص از روش تفحص نقاط قوت، شایستگی، ابتکار عمل، پختگی، آجل اندیشی، سپری شد، کوچک و مهارتهای ذاتی شخص می پردازد.
عاقبت در سطح سوم (سطح گروهی) تاکید بر فضیلت مدنی، مسئولیتهای اجتماعی، یاری به سایرافراد، هوش هیجانی و بقیه عواملی میباشد که به بسط شهروندی و دولت ها امداد مینماید.
روانشناسی مثبت گرا سلیگمن
سلیگمن شخصی بود که در دوران مجال حضور خویش در انجمن روانشناسی ایالات متحده، روانشناسی مثبت نگر را صورت دهد. در واقع این نوع روانشناسی به عبارتی روانشناسی میباشد که مزلو و همکارانش بیشتراز سی سال پیش روی درباره آن حرف کردند.
این نگرش به ما می گوید که شما در حین ملاقات با بعضی اشخاص خوشبینخیس، روراستخیس و شادابخیس می باشید. با وجود اینکه این مجموعه از اشخاص با ایرادات شغلی، اقتصادی و خانوادگی اکثری مواجه میباشند، ولی چه عاملی سبب میشود تا در ملاقات بدین نیکی چشم شوند؟ دراین طریقه روانشناسان شخصیت شخص و خوشبین بودنش را با معیارهای مختلفی زیرا شاید، سالم خیالی و جسمی شخص، ترازو رضایت شخص از معاش و… میسنجند. سلیگمن توانست از یک طریقه سنتی و کهنه به یک طریقه تازه و نوظهور رسد، در واقع همین مسئله سبب شد تا اکثری از اشخاص آن را تحت عنوان یک روانشناس سنت شکن در حیث بگیرند. او برای دستيابي به اين مكتب علمی ـ كاربردی ساير همتهاي روانشناسي را زير سئوال نبرده بلكه آن را ناكافي ميداند.
او در ارتباط با این پرسش که آیا روانشناسی مثبت گرایی در واقع به عبارتی تامل مثبت میباشد تیتر کرد؟
روانشناسی مثبت گرا یک طرز به طور کامل علمی و پژوهشی میباشد، اصلا متعلق به حالت وجود ندارد. در حالی که فکر مثبت متعلق به حالت میباشد. در غایت آن که روانشناسی مثبت گرا به حقیقت بسیار مجاورت میباشد در حالی که وصال به تامل مثبت شاید بهاین اندازه حقیقی و واقعی نباشد.
کلاً روانشناسی مثبت گرا سلیگمن به سه دستور اصلی تاکید مینماید:
صفتهای مثبت اشخاص مانند محبت، عشق و علاقه، مهارتهای شخصی، قریحه
بهاهای مثبت گروهی و شهروندی
تجاربهایی که ما بشرها برای آن بها و احترام قائل هستیم. مانند شور، آرزو ،خوش بینی
چرا روانشناسی مثبت گرا اساسی میباشد؟
به گفته روانشناسان مثبتگرا، بیشتر ایرادات کم عقل بشر مرتبط با سطح انرژی و جنبههای منفی معاش میباشد. پیش از مبارزه جهانی دوم روانشناسی سه وظیفه داشت:
معالجه بیماریهای دیوانه
بهبود معاش و ارتقاء فایدهوری
شناسایی و رویش استعدادهای ذاتی
با این هم اکنون، پس از مبارزه جهانی دوم، دو وظیفه انتها به گونه ای فراموش شدند و روانشناسی بیشتر بر روی معالجه بیماری های دیوانه تمرکز کرد.
چرا این وقوع افتاد؟
با اعتنا به اینکه روانشناسی تحت عنوان یک دانش به دارایی ارگانهای دولتی بستگی داشت، در نظر گرفتن اینکه چرا شغل در نصیب دو و سه، پس از نزاع جهانی دوم نادر شد مشقت بار وجود ندارد.
قطعاً، با مواجهه با چالش انسانی در اینگونه مقیاس عظیمی، آحاد منابع مو جود برای یادگیری و معالجه بیماری خل وچل و جراحت شناسی کم عقل قرار گرفت.
غرض مهم روانشناسی مثبت این میباشد که اشخاص را ترغیب نماید تا نقاط قوت شخصیت خویش را کشف نمایند و رویش دهند. روانشناسی مثبت بر بایستگی تغییر تحول نگرش منفی اشخاص به نگرش خوشبینانه برای بهبود چگونگی معاش تأکید مینماید. طبق عقیدههای روانشناسی، مثبت گرایی یکیاز اساسیترین نیروهای پاداش معاش میباشد. کلیه ما در معاش هم اتفاقات عالی و هم اتفاقات بد را تجارب میکنیم. ولی تمرکز بر روی اتفاقات بد آسودهخیس میباشد و منشهایی را که قادر خواهیم بود اثر اتفاقات عالی را برای اصلاح اتفاقات بد مهار کنیم نادیده می گیریم.
روانشناسی مثبتگرایی از این جهت اساسی میباشد که به کشف آنچه که اشخاص را به سمت معاش معنادار سوق میدهد می پردازد. و براین اساس می تواند استراتژیهای بهتری را برای در اختیار گرفتن بیماریهای دیوانه، اصلاح رفتارهای منفی و ارتقاء شعف و منفعتوری در معاش کشف نماید.
مثلا، به مکان تجزیه و چک خصوصیتهای مهم مربوط به اعتیاد به مواد مخدر، یک روانشناس مثبتگرا ممکن میباشد انعطافپذیری افرادی را که چیره به بهبودی و رخنه مواد مخدر گردیدهاند را تفحص نماید و حاصل مثبت را بین بیماران ارتقاء دهد.
مثالهایی از روانشناسی مثبت گرا در فعالیت
در فعالیت چه گونه بایستی از روانشناسی مثبت بهره برد؟ آیا تمرین خاصی برای روانشناسی مثبت وجود داراست؟
اصول و تمرینات روانشناسی مثبت را میقدرت در چند فضا گوناگون مثلا معالجه، کلاس درس، دفتر کار و در منزل به فعالیت موفقیت. بعضی از تکنیکهایی که بسیار موثر بودهاند عبارتند از:
به کار گیری از طریق مثالگیری تجربیات (یا این که ESM) که به آن نحوه روزمره نیز گفته میشود. در سالهای پیشین که هنوز توسعه دانش و تکنولوژی بهاین سطح نرسیده بود، بیپر یا این که پیجر به مراجعه کننده داده می شد، که در نقاط تصادفی در زمان روز فعال میگردد و هشدار می دهد که ژرف اندیشی فرمائید، به آنچه در آن لحظه فکرمیکنید، حس میکنید و جاری ساختن میدهید دقت نمائید و کلیه آنها را یادداشت فرمائید. این اکثر زمان ها در مداخلات مثبت به کارگیری می گردد تا به عموم یاری دهد متوجه شوند که چقدر از روز آنان حقیقتاً به طور کاملً مثبت میباشد.
تمرین محافظت یک دفتر کار خاطرات سپاسگزاری. یک محل کار خاطرات سپاس به اشخاص روشی برای شناسایی و تأمل در امر کلیه چیزهای بهتر معاش را ارائه میدهد. همگی چیزهایی که می بایست برای آنها سپاسگزار باشند.
دفتر کار خاطرات اکثر اوقات مشتمل بر ترغیب اشخاص به تایپ کردن سه چیز میباشد که بابت آنان سپاسگزار میباشند. فقط شرط این میباشد که آنها بایستی هر روز گوناگون باشند.
اجرا یک دیدار سپاسگزاری. دیدار سپاسگزاری تمرینی میباشد که در آن از شخصی که از وی سپاسگزار می باشید، سپاس می کنید. براین اساس می توانند طومارای برای این فرد بنویسند و از وی سپاس نمایند. این سپاس قادر است به طور ارتباط تلفنی، چت ویدیویی، یا این که تنهاً ارسال طومار باشد. این تمرین موجب تقویت و سپاس و سالمی میشود.
تمرکز بر ساخت و ساز نقاط قوت فردی به مکان نقاط ضعف. یکی مهمترین تفاوتها میان اکثری از انواع دیگر مربیگری و مشورت تمرکز بر نقاط قوت به مکان نقاط ضعف میباشد. روانشناسی مثبتگرا بر این ایده پایدار میباشد که تمرکز بر روی نقاط قوت اشخاص اکثر وقت ها راهی مؤثر برای توفیق میباشد تا سعی برای برتری در قضیههایی که برای آنها مطلوب نیستیم. در کار، این تکنیک مشمول شناسایی نقاط قوت شخص و کوشش برای ارائه مجالهای بیشتری برای استعمال از آن ها میباشد.
تندرست درمانی. این رویه تک تک نگر به معالجه، مشابه به معالجه شناختی-رفتاری (CBT) میباشد. این شیوه بر رواج مثبت و کاهش روئت کرد منفی در معاش شخص تمرکز داراست. این سبک کارول ریف میباشد که شش جنبه یا این که کارداران رفاه را تشخیص میدهد: اشراف بر گوشه و کنار، پرورش فردی، غرض در معاش، خودمختاری، تایید خویش، و ارتباط ها مثبت.
جاری درمانی مثبت. سرازیر درمانی مثبت مشابه سالم درمانی میباشد، در کل تعدادی تکنیک و تمرین را در یک معالجه قرار می دهند. تمرکز این طریق بر تولید احساسات مثبت، نقاط قوت شخصیت و حس معنی در معاش میباشد. در کل دوازده تمرین درین صورت از معالجه اعمال میشود، مثلا تمرینات آیتم استعمال، نگه داشتن یک محل کار خاطرات سپاسگزاری، دیدار سپاسگزاری و… میباشد
روانشناسی مثبت و سبک ” PERMA“
ارتقا شادکامی، رضایت از معاش، سعادت، تمرکز مهم در روانشناسی مثبت میباشد. سطح ها فراتر شعف با ارتقاء منفعتوری، ارتفاع قدمت بیشتر و ارتباط ها رضایت قسمتخیس مرتبط میباشد. در همین راستا، مارتین سلیگمن، روانشناس معروف آمریکایی، سبک PERMA را برای تمجید شعف به معنای کلانخیس ارائه اعطا کرد.
احساسات مثبت (P – Positive emotions)
تجربیات احساسات مثبت تأثیر عمدهای در تقویت حس شور دارااست. هر حس مثبت مانند ادب، رضایت، آرزو، عشق و علاقه و… در این شرکت قرار می گیرند. احساسات مثبت ممکن میباشد از قدردانی و عفو دربارهی اتفاق ها قبل، لذت بردن از لحظه اکنون و خوشبینی نسبت به آتی ناشی خواهد شد.
دل مشغولی (E – Engagement) یا این که غرق شدن
غرق شدن در جاری ساختن کاری میتواند مشمول جاری ساختن کاری باشد که تماما از آن لذت میبیرید. دراینصورت ما آحاد دقت و تمرکز خویش را روی اعمال کاری که دوست داریم می گذاریم. در روانشناسی بدین موقعیت (flow) گفته میگردد. معنا (flow) به وسیله روانشناس پر رنگ “میهای چیکسنتمیهایی“ معرفی شد.
ارتباط ها اثرگذار (R – Relationships)
آدم تحت عنوان موجودی اجتماعی، به برقراری رابطه با سایر افراد برای توسعه در معاش محتاج میباشد. در واقعیت برقراری رابطه با دیگر افراد به معاش مقصود و معنی می بخشد. داشتن ارتباط عالی با بقیه افراد و سالم سرازیر دو فرمان مربوط به همدیگر میباشند. این دو دستور از هم جداگانه نشدنی می باشند. به عبارت دیگر نمیشود فقط بود و حس شادکامی داشت.
مضمون (M – Meaning)
فقط احساسات مثبت برای یک معاش بشاش کفاف نمی دهد. سلیگمن یافتن معنای معاش را بالاترین سکو بهروزی و شادکامی میداند.
با به فعالیت تصاحب کردن نقات قوت خویش و استعمال از آن در طرق مثبت مانند کمپانی در یک فرمان نهخواهانه یا این که اجرا یک مقصود اجتماعی قادر است به معاش شما مضمون ببخشد.
توفیق ها (A – Accomplishment)
داشتن غرض در معاش و کسب به آن منجر شم توفیق و شعف میگردد. در صورتیکه علت تحقق این هدف ها وجود نداشته باشد، استخراج به حس خوشنودی مشقت بار می گردد.

پذیرش تغییر برای رسیدن به آرامش در مشاوره روانشناسی