کیفیت نابهنجاری
سرازیر شناسان برای تشخیص رفتارهای بهنجار و نابهنجار (1) ملاکهای گوناگونی را شناسایی کرده اند. گاهی یک ملاک و وقتی ملاکهای دیگر را شاخص خلق و خوی قرار داده اند. معمولترین معیارها برای بازشناسی رفتارهای بهنجار از نابهنجار به مواقعی مانند بهترین روانشناس مشهد کمیابی آماری (2)، تضاد با کارکرد طبیعی (3)، درماندگی فردی (4)، انحراف از هنجارهای اجتماعی (5) میباشد.
کمیایی آماری:
یک کدام از روشهای مرسوم در تمجید و آشنایی خوی نابهنجار انتخاب شمار وقوع آن در بین اشخاص جامعه میباشد. نابهنجار به معنای «فارغ طریق معمول» میباشد. بدین ترتیب، رفتاری که نابهنجار میباشد به تدریج یا این که بسیار نادر صورت میدهد. ولی هر خلق نامعمولی را نمی اقتدار نابهنجار نامید. مثلا، شاگردی که در هر دقیقه 150 کلمه را تختگاز و صدق ماشین می نماید و نمره ی تمامی ی درسهایش در مقایسه با شاگردان دیگر کلاس بالاترین نمره هاست نمی قدرت خلق اورا نابهنجار نامید.
تضاد با کارکرد طبیعی:
خوی نابهنجار خلق نامطلوبی میباشد که بر خلاف با کردار رایج دربین همگان میباشد. ما هر روز تا حدودی گرفتار اضطراب می شویم. البته آن اضطرابی که سبب ساز می گردد تا بشر نتواند در حضور دیگرافراد طعام بخورد یا این که سخن نماید اینگونه اضطرابی نابهنجار میباشد، چون فعالیتهای مانع و نامطلوبی پدید میآورد. کلاً خلق و خوی نابجا و ناخواسته ی عوام مردم را اخلاق نابهنجار می نامند.
درماندگی فردی:
در شرایطیکه اخلاق کسی ناگوار باشد و در لحاظ عموم خیره کننده و غریب جلوه نماید اورا شخصی نابهنجار میدانند که به یکی نابهنجاریها و اختلالهای کم عقل مبتلاست. فشارهای دیوانه وقتی مشکل کم عقل نامیده میشوند که با ناراحتیهای غیر معمولی و خسارت آور یاور باشند. می بایست اعتنا داشت که هر خوی غیر معمولی را نمی قدرت نقص خل وچل نامید. هر که نظریه پیدا کرده عده ای درپی وی میباشند تا به وی صدمه بزنند، یا این که هر کس بر تاثیر فشارهای کم عقل، به مکان حل معقولانه مسائل خویش، میخواهد قتل نفس نماید یک مریض کم عقل میباشد و خوی وی نابهنجار میباشد.
انحراف از هنجارهای اجتماعی:
تمامی ی گروههای اجتماعی از همسایگان گرفته تا تک تک جامعه بعضا از رفتارها را صحیح و جامعه پسند و برخی دیگر را غلط و جامعه ستیز میدانند. این سیرتکامل رهنمودها را هنجارهای اجتماعی (6) نامیده اند که بیانکننده عقل سلیم جامعه میباشد. این هنجارها به طور ضابطه مدوّن، مانند ضابطه موعظه و رانندگی یا این که ضابطه مجازات آنالیز و سِفته ی بی محل درمی آیند که در دادگاهها رسما قابل تعقیب میباشند. هنجارهای اخلاق و رفتار اجتماعی دیگری به اسم آداب و رسوم وجود داراهستند که مدوّن نیستند و در دادوستد اجتماعی به فعالیت میروند، مانند «ببخشید»، «خواهش میکنم» یا این که رعایت تقدم در درون و بیرون شدن از یک محل. ولی، درین ارتباط «فرصت و جای » از حالت ما یحتاج برای وقوع خلق مناسب و ناخوشایند میباشد.
رفتارهایی که وقوعشان با حالت فرصت و جای همساز نباشد پذیرفتنی و مناسب نیستند. این سیرتکامل رفتارها را غالباً نابهنجار می نامند. نباید فراموش کرد که هنجارها از یک مجموعه به دسته دیگر و با سپری شد فرصت عوض می شود. در برخی از کشورها زنان و مردان گوشها، لبها و حتی بینی خویش را شکاف می نمایند و رینگ هایی را در آن ها معلق می نمایند؛ در حالی که در جامعه های دیگر اینگونه رفتارها را نشان ی وحشیگری و بی تمدنی میشناسند.
یک تعریفوتمجید جامع از نابهنجاری
هر کدام از ملاکهای نابهنجاری که در ابتدا ذکر شد دارنده برخورداریها و نابرخورداریهاست، چنانکه گفته شد غالباً برای داوری کردن ملاکهایی را دربارهی رفتاری خاص به فعالیت میبریم. به این ترتیب، مجموعاَ قادر خواهیم بود رفتارهایی را نامعمول بخوانیم که از دید آماری کمتر رخداد میافتند، از جهت اجتماعی قابل تایید نیستند و برای فرد پریشانحالی و درماندگی به وجود میاورند و در توان کارکرد شخص خلل ساخت می نمایند. به هر اکنون، برای اظهار اینگونه داوریهایی مایحتاج میباشد به مفاد تحت اعتنا خواهد شد.
بهنجاری یا این که نابهنجاری بیان کنده درجاتی از اختلاف در یک پیوستار یا این که زنجیره میباشد. آنجا که کردار بهنجار نابهنجار میگردد بستگی بهاین داراست که بهنجار بودن را چه طور تمجید کنیم. هنگامی رفتاری نابهنجار خوانده می گردد که در خصوص استعداد و مناسب بودن آن داوری ارزشی به کار آید. فردی که رفتارش آیتم داوری قرار گرفته ممکن میباشد نگرش شمارا نپذیرد. به علاوه این داوریها در معیارهای فرهنگی و اجتماعی به گذر زمان فرصت تغییرو تحول مییابند.
معنی نقص خل وچل
دانشمندان و جاری شناسان بر تاثیر بررسیهای گوناگون دریافته اند کسانی که دارنده اختلالهای کم عقل می باشند در صورتیکه که آزاد در جامعه رها شوند بسیار خطرناکند و موجب زیانهای جبران ناپذیری می گردند. یک کدام از این بررسیها (شین و فیلیپس (7)) علامت داده اند که 86 درصد از این حوادث باعث به خودکشی شده اند و در کیفر خواست بخش اعظمی از مرتکبان این سیرتکامل قتلها تقاضای بخشودگی شدهاست. سازه به پژوهش سیلور (8) و همیاران 37 درصد از این پرونده های آدمکشی ارتکاب جرم را بر تاثیر جنون آنی تیتر کرده اند و 44 درصد از آنها به تبرئه ی مجرمان انجامیده میباشد. ولی، بررسیهای دیگری این واحد سنجش از بخشودگی را کمتر یافته اند (کالاهان (9)، 1991). می بایست دقت داشت که ادعای جرم و جنایت بر تاثیر جنون بایستی پیشینه دار ی مستند آزمایشگاههای کم عقل و به تأیید پزشکان و جاری شناسان بالینی رسیده باشد. چون برخی از این ادعاها دروغین و راه و روش گریزی برای معافیت از مجازات میباشد.
مثال هایی از کردار نابهنجار
صدها سال پیش تصور میشد که رفتارهای نابهنجار بر تاثیر جن زدگی نتایج میشوند. بهاین منجر کسانی را که دارنده رفتارهای نامعمول و جنون آمیز بودند به مشقت شلاق می زدند، چون بهاین وسیله می خواستند «دیو یا این که شیطان» را از تن آنان خارج نمایند که امروزه عملی غیر انسانی و حتی وحشیانه به حساب می آید. جاری شناسان برای گزینش ملاکهای خلق نابهنجار راههای مختلفی را مطرح نمودند تا نوع و انگیزه بیماری کم عقل را معین سازند و بهاین وسیله بتوانند به معالجه این تیم از بیماریها بپردازند. در اینجا به دعوا و نظارت دو مثال از آن ها میپردازیم که عبارتند از مثال ی پزشکی (10) و مثال های خل وچل (11).
مثال ی پزشکی
پزشکان با اعتنا به اشکال بیماریهای دیوانه معالجه جویان و شباهت بعضا از آرم های بیماریها با بعضا دیگر اقدام به مجموعه بندیهایی نمودند و نشانگان (12) را ملاک تشخیص قرار دادند تا بیماری را شناسایی نمایند و به معالجه آن بپردازند. این راهیابی به نابهنجاریهای کم عقل را مثال ی پزشکی نامیده اند.
توماس زاز (13)، سرازیر شناس بالینی میکوشد مثال ی پزشکی را به نارسایی فعالیت مغز محصور سازد. به نظریه ی وی این مثال بیهوده توسعه یافته و یک حرفه رفتارهایی را دربرمی گیرد که با بیماریهای مغزی رابطه ندارند، مانند دزدی و جیب بری، قمار بازیهای بیمارگونه، اعتیاد و تعلق شدید به مواد مخدر. زاز ادله می نماید در حالتی که مثال ی پزشکی را در زمینه ی این سیرتکامل انحرافها به عمل بریم، خیر صرفا هیچ کمکی به بسط فهم ما از علل مسائل نمی نماید، بلکه باعث میگردد که اشخاص از خویش سلب مسئولیت نمایند و نادرستی اخلاق و رفتار خویش را به کارکرد خطا مغز نسبت دهند.
دلایل و مدارک جانور نماد میدهند که شماری از اختلالهای خل وچل با آن مجموعه از نارسائیهای مغزی در سطح ها بالا و زیر جابجایی دهنده های عصبی یا این که نابهنجاریهای ساختاری رابطه پیدا می نمایند. افزون بر این، نتیجه ها به دست آمده از پژوهشها بیانکننده آنند که وراثت نقش مهمی در ساختوساز نابهنجاریهای کم عقل به ذمه داراهستند.
کیفیت نابهنجاری
سرازیر شناسان برای تشخیص رفتارهای بهنجار و نابهنجار (1) ملاکهای گوناگونی را شناسایی کرده اند. گاهی یک ملاک و وقتی ملاکهای دیگر را شاخص خلق و خوی قرار داده اند. معمولترین معیارها برای بازشناسی رفتارهای بهنجار از نابهنجار به مواقعی مانند بهترین روانشناس مشهد کمیابی آماری (2)، تضاد با کارکرد طبیعی (3)، درماندگی فردی (4)، انحراف از هنجارهای اجتماعی (5) میباشد.
کمیایی آماری:
یک کدام از روشهای مرسوم در تمجید و آشنایی خوی نابهنجار انتخاب شمار وقوع آن در بین اشخاص جامعه میباشد. نابهنجار به معنای «فارغ طریق معمول» میباشد. بدین ترتیب، رفتاری که نابهنجار میباشد به تدریج یا این که بسیار نادر صورت میدهد. ولی هر خلق نامعمولی را نمی اقتدار نابهنجار نامید. مثلا، شاگردی که در هر دقیقه 150 کلمه را تختگاز و صدق ماشین می نماید و نمره ی تمامی ی درسهایش در مقایسه با شاگردان دیگر کلاس بالاترین نمره هاست نمی قدرت خلق اورا نابهنجار نامید.
تضاد با کارکرد طبیعی:
خوی نابهنجار خلق نامطلوبی میباشد که بر خلاف با کردار رایج دربین همگان میباشد. ما هر روز تا حدودی گرفتار اضطراب می شویم. البته آن اضطرابی که سبب ساز می گردد تا بشر نتواند در حضور دیگرافراد طعام بخورد یا این که سخن نماید اینگونه اضطرابی نابهنجار میباشد، چون فعالیتهای مانع و نامطلوبی پدید میآورد. کلاً خلق و خوی نابجا و ناخواسته ی عوام مردم را اخلاق نابهنجار می نامند.
درماندگی فردی:
در شرایطیکه اخلاق کسی ناگوار باشد و در لحاظ عموم خیره کننده و غریب جلوه نماید اورا شخصی نابهنجار میدانند که به یکی نابهنجاریها و اختلالهای کم عقل مبتلاست. فشارهای دیوانه وقتی مشکل کم عقل نامیده میشوند که با ناراحتیهای غیر معمولی و خسارت آور یاور باشند. می بایست اعتنا داشت که هر خوی غیر معمولی را نمی قدرت نقص خل وچل نامید. هر که نظریه پیدا کرده عده ای درپی وی میباشند تا به وی صدمه بزنند، یا این که هر کس بر تاثیر فشارهای کم عقل، به مکان حل معقولانه مسائل خویش، میخواهد قتل نفس نماید یک مریض کم عقل میباشد و خوی وی نابهنجار میباشد.
انحراف از هنجارهای اجتماعی:
تمامی ی گروههای اجتماعی از همسایگان گرفته تا تک تک جامعه بعضا از رفتارها را صحیح و جامعه پسند و برخی دیگر را غلط و جامعه ستیز میدانند. این سیرتکامل رهنمودها را هنجارهای اجتماعی (6) نامیده اند که بیانکننده عقل سلیم جامعه میباشد. این هنجارها به طور ضابطه مدوّن، مانند ضابطه موعظه و رانندگی یا این که ضابطه مجازات آنالیز و سِفته ی بی محل درمی آیند که در دادگاهها رسما قابل تعقیب میباشند. هنجارهای اخلاق و رفتار اجتماعی دیگری به اسم آداب و رسوم وجود داراهستند که مدوّن نیستند و در دادوستد اجتماعی به فعالیت میروند، مانند «ببخشید»، «خواهش میکنم» یا این که رعایت تقدم در درون و بیرون شدن از یک محل. ولی، درین ارتباط «فرصت و جای » از حالت ما یحتاج برای وقوع خلق مناسب و ناخوشایند میباشد.
رفتارهایی که وقوعشان با حالت فرصت و جای همساز نباشد پذیرفتنی و مناسب نیستند. این سیرتکامل رفتارها را غالباً نابهنجار می نامند. نباید فراموش کرد که هنجارها از یک مجموعه به دسته دیگر و با سپری شد فرصت عوض می شود. در برخی از کشورها زنان و مردان گوشها، لبها و حتی بینی خویش را شکاف می نمایند و رینگ هایی را در آن ها معلق می نمایند؛ در حالی که در جامعه های دیگر اینگونه رفتارها را نشان ی وحشیگری و بی تمدنی میشناسند.
یک تعریفوتمجید جامع از نابهنجاری
هر کدام از ملاکهای نابهنجاری که در ابتدا ذکر شد دارنده برخورداریها و نابرخورداریهاست، چنانکه گفته شد غالباً برای داوری کردن ملاکهایی را دربارهی رفتاری خاص به فعالیت میبریم. به این ترتیب، مجموعاَ قادر خواهیم بود رفتارهایی را نامعمول بخوانیم که از دید آماری کمتر رخداد میافتند، از جهت اجتماعی قابل تایید نیستند و برای فرد پریشانحالی و درماندگی به وجود میاورند و در توان کارکرد شخص خلل ساخت می نمایند. به هر اکنون، برای اظهار اینگونه داوریهایی مایحتاج میباشد به مفاد تحت اعتنا خواهد شد.
بهنجاری یا این که نابهنجاری بیان کنده درجاتی از اختلاف در یک پیوستار یا این که زنجیره میباشد. آنجا که کردار بهنجار نابهنجار میگردد بستگی بهاین داراست که بهنجار بودن را چه طور تمجید کنیم. هنگامی رفتاری نابهنجار خوانده می گردد که در خصوص استعداد و مناسب بودن آن داوری ارزشی به کار آید. فردی که رفتارش آیتم داوری قرار گرفته ممکن میباشد نگرش شمارا نپذیرد. به علاوه این داوریها در معیارهای فرهنگی و اجتماعی به گذر زمان فرصت تغییرو تحول مییابند.
معنی نقص خل وچل
دانشمندان و جاری شناسان بر تاثیر بررسیهای گوناگون دریافته اند کسانی که دارنده اختلالهای کم عقل می باشند در صورتیکه که آزاد در جامعه رها شوند بسیار خطرناکند و موجب زیانهای جبران ناپذیری می گردند. یک کدام از این بررسیها (شین و فیلیپس (7)) علامت داده اند که 86 درصد از این حوادث باعث به خودکشی شده اند و در کیفر خواست بخش اعظمی از مرتکبان این سیرتکامل قتلها تقاضای بخشودگی شدهاست. سازه به پژوهش سیلور (8) و همیاران 37 درصد از این پرونده های آدمکشی ارتکاب جرم را بر تاثیر جنون آنی تیتر کرده اند و 44 درصد از آنها به تبرئه ی مجرمان انجامیده میباشد. ولی، بررسیهای دیگری این واحد سنجش از بخشودگی را کمتر یافته اند (کالاهان (9)، 1991). می بایست دقت داشت که ادعای جرم و جنایت بر تاثیر جنون بایستی پیشینه دار ی مستند آزمایشگاههای کم عقل و به تأیید پزشکان و جاری شناسان بالینی رسیده باشد. چون برخی از این ادعاها دروغین و راه و روش گریزی برای معافیت از مجازات میباشد.
مثال هایی از کردار نابهنجار
صدها سال پیش تصور میشد که رفتارهای نابهنجار بر تاثیر جن زدگی نتایج میشوند. بهاین منجر کسانی را که دارنده رفتارهای نامعمول و جنون آمیز بودند به مشقت شلاق می زدند، چون بهاین وسیله می خواستند «دیو یا این که شیطان» را از تن آنان خارج نمایند که امروزه عملی غیر انسانی و حتی وحشیانه به حساب می آید. جاری شناسان برای گزینش ملاکهای خلق نابهنجار راههای مختلفی را مطرح نمودند تا نوع و انگیزه بیماری کم عقل را معین سازند و بهاین وسیله بتوانند به معالجه این تیم از بیماریها بپردازند. در اینجا به دعوا و نظارت دو مثال از آن ها میپردازیم که عبارتند از مثال ی پزشکی (10) و مثال های خل وچل (11).
مثال ی پزشکی
پزشکان با اعتنا به اشکال بیماریهای دیوانه معالجه جویان و شباهت بعضا از آرم های بیماریها با بعضا دیگر اقدام به مجموعه بندیهایی نمودند و نشانگان (12) را ملاک تشخیص قرار دادند تا بیماری را شناسایی نمایند و به معالجه آن بپردازند. این راهیابی به نابهنجاریهای کم عقل را مثال ی پزشکی نامیده اند.
توماس زاز (13)، سرازیر شناس بالینی میکوشد مثال ی پزشکی را به نارسایی فعالیت مغز محصور سازد. به نظریه ی وی این مثال بیهوده توسعه یافته و یک حرفه رفتارهایی را دربرمی گیرد که با بیماریهای مغزی رابطه ندارند، مانند دزدی و جیب بری، قمار بازیهای بیمارگونه، اعتیاد و تعلق شدید به مواد مخدر. زاز ادله می نماید در حالتی که مثال ی پزشکی را در زمینه ی این سیرتکامل انحرافها به عمل بریم، خیر صرفا هیچ کمکی به بسط فهم ما از علل مسائل نمی نماید، بلکه باعث میگردد که اشخاص از خویش سلب مسئولیت نمایند و نادرستی اخلاق و رفتار خویش را به کارکرد خطا مغز نسبت دهند.
دلایل و مدارک جانور نماد میدهند که شماری از اختلالهای خل وچل با آن مجموعه از نارسائیهای مغزی در سطح ها بالا و زیر جابجایی دهنده های عصبی یا این که نابهنجاریهای ساختاری رابطه پیدا می نمایند. افزون بر این، نتیجه ها به دست آمده از پژوهشها بیانکننده آنند که وراثت نقش مهمی در ساختوساز نابهنجاریهای کم عقل به ذمه داراهستند.

پذیرش تغییر برای رسیدن به آرامش در مشاوره روانشناسی